گروه درمانی چیست ؟

فرآيندي تكميلي در جهت درمان اختلالات رفتاري مي‌باشد. بسياري از كودكان پس از پايان يافتن پروسه بازي درماني كاملا خوب مي‌شوند امامشكلاتي در گروه و در ارتباط با همسالان خود دارند كه از طريق گروه درماني اين مشكل نيز حل مي‌گردد.

ما انسانها در گروههای اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنیم و فعالیت داریم. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با آموزش و پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها آموزشی و درمانی ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و تمامی موسسات آموزشی و فرهنگی به شکل بندیهای گروهی توجه زیادی می‌گردد.
در دنیای امروز انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. و در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

گروه درمانی

در گذشته مردم مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول نداشتند بلکه آن را نوعی جن زدگی می دانستند که در اثر بادهای بد و ارواح خبیثه و اجنه به وجود می آیند و فرد مبتلا تا پایان عمر با آن دست به گریبان خواهد بود و راه علاجی وجود ندارد. این بدبینی و باورهای غلط باعث شد مردم تصور کنند این قبیل بیماری ها از کنترل انسان خارج هستند. در آن دوران بیماران روانی را در دارالمجانین ها به غل و زنجیر می کشیدند و جن گیرها و جادوگران به حل این مسائل می پرداختند. 
در قرن ۱۷ تا ۱۸ «پینل» غل و رنجیرها را از دست و پای این بیماران باز کرد، اما مدت ها زمان لازم بود تا بالاخره فروید در اوائل قرن بیستم گفت: این افراد بیمار هستند و بیماری آنها معلول علتی است که علت آن جن و اوراح خبیثه و... نیست. فروید علم روانکاوی را معرفی کرد و گفت می توان بسیاری از بیماری های روانی را درمان کرد. او به گونه ای کاشف ناخودآگاه بود و اساس نخستین روان درمان هایی که در قرن بیستم انجام می شد نیز ناخودآگاه بود. فروید معتقد بود افراد بشر به همه انگیزه های درونی کارهای خود آگاه نیستند.
در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال ۱۹۲۰ کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. اولین گروه درمانی توسط یک پزشک آمریکایی به نام دکتر کلَت انجام شد. او که متخصص درمان مسلولین بود برای عده ای از بیماران خود به صورت گروهی کلاس هایی گذاشت و در مورد بیماری و مسائل بیماری آنها صحبت کرد. دکتر کلَت متوجه شد افرادی که در این گروه ها شرکت کرده اند روند سریع تر و بهتری در درمان دارند. از آن پس کم کم روش های مختلف درمان های گروهی مانند روان آموزش، روان نمایش و... متداول شد، اما مشهورترین روش های گروه درمانی مبتنی بر یافته های روانکاوی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در انگلیس و آمریکا مرسوم گردید، این گروه ها اولین بار در ارتش انگلیس توسط بیام تشکیل شد. استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند.
چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند. از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود.
آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. 
چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟ 
مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... ویژگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. 
در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد. هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند.
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهی نیز ارائه می دهند. هر گروه توسط یك روانشناس یا یك متخصص مشاوره هدایت می شود. بعضی از موضوعات ویژه این گروهها اضطراب امتحان یا اداره استرس می باشد. بعضی از گروههای مشاوره ای حالت عمومی داشته و به شركت كننندگان كمك می كند تعداد زیادی از مشكلات شخصی, شامل احساس افسردگی, اضطراب افراطی, نگرانی, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندی و مشكلات ارتباطی را حل و فصل نمایند.

● چه چیزی در یك گروه مشاوره ای رخ می دهد؟ 
عموماً ، گروهها از ۴ الی ۸ نفر كه بطور منظم هفته ای یكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع می شوند, تشكیل می شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پایان هر جلسه بسیار مهم است. در جلسات گروهی, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث می كنند. در بعضی از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردی كار كند در حالی كه نظر تعداد معدودی از سایر افراد گروه را نیز جویا می شود. در صورتیكه گروههای دیگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بین شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهیل كار, مشاوره هایی را ارائه می دهد.

● در حالی كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه می تواند برایم مفید باشد؟
هر فرد موجودی منحصر بفرد است و بنابراین علائق اش نیز منحصر به فرد است. با این همه به عنوان موجودات انسانی ما اشتراكات فراوانی نیز داریم (ما همگی در خانواده ها رشد و تحول را آغاز می كنیم, همه ما به یك شیوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان می دهیم, همهٔ ما در اساس از توانایی رشد و تغییر یكسانی بخورداریم)و تجربیات ما نشان می دهد گرچه مشكلاتی كه افراد با آنها وارد مشاوره می شوند، می توانند متفاوت باشند اما علل زیربنایی ایجاد كننده این مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند. 
عامل اساسی مشكلات ما در زندگی, ریشه در الگوها و عاداتی دارد كه در طی رشد یاد گرفته ایم و اكنون در پیشامدهای فعلی زندگی موثر نیستند و یا موجب عقب ماندگی ما می شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما یاد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصی از بیان عواطف اجتناب كنیم, اما اكنون كه با فشارهای طبیعی مربوط به زندگی بزرگسالی مواجه هستیم, احساسات سركوب شده ناشی از این اجتناب علایمی همچون افسردگی, نگرانی یا واكنش افراطی را در ما برمی انگیزند.) هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند. 
گرچه عجیب به نظر می رسد كه فكر كنیم چیزهایی را كه در مورد خود نمی دانیم ولی تجارب نشان می دهد كه بسیاری از عادات و الگوهای رفتاری مشكل زای ما چیزهایی هستند كه در زندگی خودمان انجام می دهیم ولی آنها آنقدر حالت خودكار پیدا كرده اند كه حتی نمی توانیم فكر كنیم كه شاید حاصل یادگیری بوده و اختیاری باشند. گروه،شرایطی ویژه برای فهم و یادگیری دربارهٔ خودمان، دیگران و ما در رابطه با دیگران فراهم می كند. در نتیجه ما قادر می شویم در روابط خود با دیگران و نیز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنیم. گروه درمانی به ما فرصت می دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمایت دیگران جهت فهم و تغییر شیوه های زندگی استفاده كنیم.

● آیا نمی توانم از روشهای (كمكی) فردی استفاده كنم؟
در حالی كه مشاوره فردی در مورد مشكلات شدید خاص بسیار مفید است, تجارب نشان می دهد كه گروه درمانی حتی در اغلب موارد درباره بسیاری از مشكلات مفیدتر است. در مشاوره گروهی ما این فرصت را پیدا می كنیم كه بفهمیم بسیاری از رازهای وحشت زا و جنبه های نفرت انگیز خودمان در واقع تجارب معمول انسانی هستند و این باز شناسی بسیار كمك كننده است. شرم و خجالت بسیاری از مردم را از منافع گروه درمانی محروم می كند. غلبه بر احساسات مربوط به این جنبه از خودمان بخش مهمی از زندگی و موفق تر شدن حیاتمان است. گروه درمانی در این رابطه بسیار سودمند است. 
● اعتماد و حرمت (رازداری) هر چیزی كه در گروه گفته می شود به صورت یك راز حفظ می شود.
آنها به خارج از گروه منتقل نمی شوند و حتی در خارج از گروه یا سایر اعضای گروه نیز مطرح نمی شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به این قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام میدارد. (اگر می خواهیداز فرصت های مشاوره گروهی برای شناخت خودتان و تغییر جنبه های مشكل زای رفتارتان استفاده كنید با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائید.)

یک نمونه گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است. 
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.میگنا دات آی آر، آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسی های کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود. 
● گروههای خود یار معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
● چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟ هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
● جلسات معتادان گمنام زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشود. رهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود. اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند: جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد. 
● روش کار معتادان گمنام همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند. قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.

افزودن دیدگاه جدید